الملا فتح الله الكاشاني

216

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

زمانست كه اخذ صيحه را مصدر بكلمهء فا گردانيد و فرموده كه * ( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ ) * پس فرا گرفت ايشان را صيحه يعنى جبرئيل فريادى عظيم كرد كه دلهاى ايشان بشكافت و بمردند جمعى كه اين قوم را ثمود گفته‌اند دليل ايشان آنست كه عذاب صيحه مر قوم ثمود را بوده و آنان كه گويند كه قوم عاد بوده‌اند دليل ايشان آنست كه در سورهء اعراف و هود و شعرا بعد از قصهء نوح قصهء عاد واقع شده پس اينجا نيز به همان قرينه مراد عاد باشد چنان كه مذكور شد و بنا بر اين قول هر عذابى كه سبب استيصال باشد صيحه توان گفت و بر هر تقدير بگرفت ايشان را صيحه * ( بِالْحَقِّ ) * بوجهى ثابت كه هيچ دافعى نبود آن را يا بعدل از جانب خدا كقولك ( فلان يقضى بالحق اى بالعدل ) يا بوعد صدق يا باستحقاق ايشان مر آن عذاب را * ( فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً ) * پس گردانيديم ايشان را چون خاشاك آب آورده تشبيه ايشان فرموده درد مار و هلاكت به غثاء كه حميل سيلست مانند اوراق و عيدان كهنه و سياه شده و غير آن كتول العرب ( سأل به الوادى لمن هلك ) و منه قوله تعالى فَجَعَلَه غُثاءً أَحْوى يعنى دمار از ايشان برآورديم و همه را هلاك و نابود ساختيم چون خس و خاشاك و غير آنكه سيل آن را به اطراف افكند و سياه و كهنه و پوسيده و ريزيده گردد * ( فَبُعْداً ) * پس دوريست يا دورى باد از رحمت خدا * ( لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * مر گروه ستمكاران را اين كلام احتمال اخبار و دعا دارد و بعدا مصدر بعد است بمعنى هلك و اين و امثال اين چون سحقا و ذفرا مصادر موضوعه‌اند در مواضع افعال ايشان كه معهود نشده است اظهار افعال ايشان و لام براى بيان كسى است كه موعود عليه است ببعد و وضع ظاهر در موضع ضمير بجهة تعليل بعد و هلاكت است * ( ثُمَّ أَنْشَأْنا ) * پس آفريديم و پيدا كرديم * ( مِنْ بَعْدِهِمْ ) * از پس ايشان * ( قُرُوناً آخَرِينَ ) * قرنهاى ديگران را چون قوم لوط و شعيب و غير ايشان از اهل اعصار و نزد ابن عباس مراد بنى اسرائيلند * ( ما تَسْبِقُ ) * پيشى نتوانست گرفت * ( مِنْ أُمَّةٍ ) * هيچگروهى * ( أَجَلَها ) * بر وقتى كه عذاب ايشان را در آن مقرر كرده بوديم * ( وَما يَسْتَأْخِرُونَ ) * و نه باز پس مانند از ان اجل من مزيده براى استغراقست مراد آنست كه در وقتى كه هلاكت ايشان در آن محدود و معين شده بود به هيچ وجه سمت تقدم و تاخر نپذيرفت و هيچكس قبل از آن وقت يا بعد از آن هلاك نگشت بلكه در همان وقت معذب و مستاصل شدند ذكر اين كلام براى وعيد مشركانست و گويند مراد از اين اجل وقتيست كه مرگ هر كسى در آن مقرر شده يعنى هيچكس از امم قبل از اجل مضروب خود و بعد از آن نميرد بلكه در آن